گفتند متن باید تصویب بشه شد
گفتند تمرین کن کردیم
گفتند بازبینی دادیم
گفتند باز بین ها رو میگم خوب بود برو اجرا رفتیم زمان بگیریم
دیدیم برای زمان اجرای باقیمانده هزار تا مدعی است که تاحالا خواب بودند و چون بهار شده بیدار شدند
رفتیم مجیزشونو گفتیم و در حالی که اصلا کارشون آماده نبود با هزار منت وقتشون رو بما دادند
زمان تصویب شد
تبلیغات شروع شد
مصاحبه با ارباب جراید
پخش تراک
ساخت دکور و لباس
نامه داری؟
چی دارم؟
نامه...مکتوب آقا جان مکتوب
ولی خودتون که بالا ترین مقام اجرایی تئاتر استان هستید بهم گفتید اجرا برم
مغلته نکن اثبات کن من که تئاتر یعنی من و من که همیشه افسانه وار کار میکنم و من که همه تئاتر استان وامدار حضور منست و من که من یعنی تئاتر و من که... میگویم تو اجرات خیلی خیلی ضعیفه من میگم متن فراهانی خیلی ضعیفه بازیگرات ضعیفن خودت ضعیفی همه چی و همه کس ضعیفن فقط من که من یعنی تئاتر و من که من یعنی اوج قویم کار خوب یعنی کار من مهم نیست که سر اجرای من همه فحش دادند مهم نیست که کارشناسان خودم میخواستند طرفم گوجه پرت کنند مهم نیست که من که من یعنی تئاتر بخش اعظم بازیگری استان رو تو گروهم داشتم و هیچ .... هم نکردم
مهم اینه که همه جر من ضعیفن و من یعنی تئاتر
ببین آقا من رو فرم نیستم
من این روز ها اصلا رو فرم نیستم
کار میدم دستت
کار میدم دست خودم
آهای اهالی تئاتر کشور بگین من چه کنم تراک هام پخش شده همه چیز آماده اجراست و من حیران این حضراتم که برا خصومت شخصی دارند کار دستم میدند
